بسیج مدرسه عشق

بسیج رویش دارد ، ولی ریزش ندارد.

وجوه مشترک عاشورا و دفاع مقدس
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: بسیج

رویدادها در تاریخ، هرچه از زمان وقوع و ولادت خویش فاصله می گیرند، کم رنگ‎تر و بی فروغ‎تر می شوند و سرانجام به سایه روشنی از یک خاطره یا حادثه در ذهن‎ها بدل می گردند، امّا تنها، یک حادثه را می شناسیم که در روزی داغ، در سرزمینی کوچک و گمنام به نام «کربلا» رخ داد و امروز پس از قرن‎ها و روزگاران دراز، دامنگستر و تأثیر گذار و حرکت آفرین، به سمت فردایی درخشان‎تر راه می سپارد. شور و شکوه و شراره‎ای که عاشورا آفرید، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسان‎ها را فتح می کند و خون خیزش و حرکت در رگ‎ها می دواند. این ویژگی‎، این سخن پیامبر را به یاد می آورد:
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسین، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردی و خاموشی نمی پذیرد.
کربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ کوثری است که می جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تکاپو و ظرفیت خویش از آن بهره می‎گیرد. کربلا به روح‎ها طراوت، زیبایی، سرزندگی و شیوه خوب زیستن می آموزد که حسین (علیه السلام) یعنی خوب، یعنی زیبا.

 


کربلا، اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی‎ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا انس و الفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش و حیات را در خود احساس نکند. جامعه‎ای نیز که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار پویایی، زایایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا، بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هایی‎اند که حرّیت، عزّت، جوانمردی، پاکبازی، اخوّت، صمیمیّت، عرفان، ایمان وشهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیری‎هاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامی ایران و درون مایه آن نیز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهیدان انقلاب اسلامی در زلال کربلا ریشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعی از آتش ستم سوزی است که در سال 61 هجری در ساحل فرات شعله کشید. امام خمینی(قدس سره) در یکی از سخنرانی های خویش فرموده است:
اگر سید الشهدا نبود، این نهضت (انقلاب اسلامی) هم پیش نمی برد، سید الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سید الشهدا است، همه منبرها محضر سیدالشهدا است، همه محراب‎ها از سید الشهدا است... . امام حسین نجات داد اسلام را، ما برای یک آدمی که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هی سکوت کنیم؟ ما هر روز باید گریه کنیم، ما هر روز باید منبر برویم برای حفظ این مکتب، برای حفظ این نهضت‎ها؛ این نهضت ها مرهون امام حسین (علیه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‎ای نیز می فرماید:
شما ببینید این نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . این در انقلاب و جنگ و گذشته تاریخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهیم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشت‎ـ نه ساعت عاشورای امام حسین مقایسه کنیم یا آن را خیلی درخشان‎تر بدانیم‎ـ که واقعاً هم همین است، یعنی من حادثه‎ای را در تاریخ نمی‎شناسم که با فداکاری آن نصف روز قابل مقایسه باشد؛ همه چیز کوچک‎تر از آن است‎ـ لیکن بالاخره طرحی از آن یا نمی از آن یم است[3].
شباهت و همسانی انقلاب عظیم عاشورا و انقلاب بزرگ اسلامی، این همه ایثار‎ها، شجاعت‎ها، صبوری‎ها و عظمت‎ها را رقم زد و صحنه‎هایی آفرید که در آن‎ها، شور، شعور، شوکت و شکوه عاشورایی را می توان یافت. همان‎گونه که در سخن دقیق و روشن حضرت امام (قدس سره) دیدیم، همه نهضت‎هایی که امروزه در جهان رخ می دهند و با انقلاب اسلامی همراهند، تأثیر فرهنگ را در خویش دارند. رزمندگان ما که در هشت سال دفاع مقدس حماسه آفریدند و امّت بزرگ ما، که صبورانه در مقابل شدائد و سختی‎ها ایستاد و رهبری که ناشر همان فرهنگ و بر دوش‎دارنده همان رایت بود، نشان داد که عاشورا نه تنها حادثه سال 61 هجری نیست، که در هر زمان و مکان تکرار پذیر است و به هر نسبت که یک حادثه هویت فرهنگی عاشورا را بیابد، تأثیر، دوام و عمق خواهد یافت. شاید بتوان گفت در طول قرن‎ها مبارزه در تاریخ شیعه، هیچ انقلاب و حرکتی همچون حرکت انقلاب اسلامی و هیچ صحنه‎هایی همچون صحنه‎های دفاع مقدّس، شبیه انقلاب عاشورا و کربلای حسینی نیست. هزاران آیت و نشانه در جبهه‎های دفاع مقدّس، امروز را به دیروز عاشورا پیوند می زد و بوی کربلا را به شامّه‎ها می رساند. درنگ و تأملی اندک در شعارها، وصیّت نامه‎ها، عملیّات ها‎، نام عملیّات‎ها، شب‎های عملیّات، نامه‎ها، مزارنوشته‎ها، سخنان رهبر و امام و مقتدای رزمندگان خانواده شهیدان، خاطرات، تابلو نوشته‎ها و همه مظاهر و جلوه‎های جبهه‎ها، نشان می‎دهد که می توان پیوندی شگفت و قابل مطالعه میان این دو قطعه تاریخی یافت. مطالعه و پژوهش در این زمینه و نشان دادن این مشترکات و همسانی‎ها نه تنها ترسیم و تبیین «زایندگی و تأثیر گذاری و حیات فرهنگ عاشورا»، که نشانه سلامت، عظمت، ارجمندی و قداست سال‎های دفاع مقدّس و بزرگی و بزرگ‎منشی امّت امام برزگوار و انقلاب عاشورایی اسلامی است. در یک نگاه کلّی، برخی از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدّس عبارتنداز:
یک ـ هر دو برای دفاع از حریم ارزش‎ها و حفظ اسلام و رضای پروردگار رویاروی دشمن می ایستند؛
دو ـ رهبر هر دو حرکت، فرزندان پیامبرند. همان صلابت، پایداری، ذلّت ناپذیری، شهادت پذیری و روح ایثار که در وجود مبارک اباعبدالله (علیه السلام) هست، در وجود امام خمینی(قدس سره) تجلّی یافته است. امام به پیروی از سرور و سالار شهیدان، از هیچ فداکاری در راه مکتب و آرمان‎های الهی دریغ ندارد؛
سه ـ یاران امام خمینی (قدس سره)همچون شهیدان کربلا، کانون عرفان ومحبّت الهی و سرشار از شوق شهادت و فداکاری‎اند؛
چهار ـ دشمن رویارو با دو جریان، در نهایت قساوت، پستی، دنیاپرستی و خودخواهی است؛
پنج ـ همان مظاهر روز و شب عاشورا در جبهه های دفاع مقدّس دیده می شود؛زمزمه ‎های عاشقانه، نماز، عبادت، قرائت قرآن و آمادگی برای وصل و پیوند با محبوب؛
ششم ـ پایداری و شکیبایی زنان امّت امام خمینی و نقش روشنگری و صبوری آنان، جلوه‎ای از صبوری و پیام رسانی قافله اسیران کربلا است؛
هفت ـ هر دو جریان رسواگر ستم شدند و نقاب از چهره دروغ و تزویر ونفاق برافکندند؛
هشت ـ در هر دو جریان از شهیدان شیرخوار تا پیران سالخورده می توان یافت؛
نه ـ صحنه‎ها و موقعیت‎هایی همچون صحنه‎های کربلا بارها در جبهه‎های دفاع مقدّس اتفاق افتاد؛ مانند تشنگی، جدا شدن سرها، اسارت و ... . این صحنه ها هماره ذهن ها را به صحنه‎های کربلا پیوند می زند؛
ده ـ جبهه‎های هشت سال دفاع مقدّس جلوه‎گاه اخلاق، فضایل و ارزش‎های الهی و سازنده‎ترین و پرشکوهترین درس‎ها بود؛ درس‎هایی که رزمندگان در مکتب عاشورا آموخته بودند. معمولاً، در جبهه‎ها همه ارزش‎های اخلاقی، با کربلا تطبیق داده می شد؛
یازده ـ پایان هشت سال دفاع مقدّس، همچون پایان عاشورا، تمام شدن و توقّف راه نبود، بلکه پس از آن، ایمانی که محصول خلوص و فداکاری رزمندگان بود، هشیاری، تحرّک و بیداری‎های بزرگی را رقم زد که نه تنها تضمین سلامت جامعه، که الهام بخش مبارزات در گوشه و کنار جهان شد. تأثیر این ایثار و خلوص را در رزمندگان لبنان نیز می توان یافت.
دوازده ـ همچنان که انقلاب عاشورا تضمین بقا و سلامت مکتب و اسلام نوپایی شد که محصول 23 سال تلاش پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) و مجاهدت صحابه بزرگ بود، مجاهدت‎های هشت سال دفاع مقدّس نیز تضمین بقا و سلامت انقلاب اسلامی شد.
با بررسی مظاهر عاشورایی در دفاع مقدّس، وجوه اشتراک این دو نهضت و دو نمونه بزرگ تاریخی را باز می یابیم. هر چند قلمرو تحقیق، دوران هشت ساله دفاع مقدّس است، امّا به دلیل پیوندی که انقلاب اسلامی با نهضت عاشورا دارد، حضور این ویژگی‎ها را در سال‎های پس از دفاع مقدّس نیز می توان در جامعه احساس کرد؛ به ویژه آن که برخی از مسائل هشت سال دفاع مقدّس مانند بازگشت آزداگان، بازگشت پیکر مطهر مفقودالاثر‎ها، شهادت نیرو‎های تفحّص و به طور کلّی استمرار جریان شهادت، این باب را همچنان مفتوح نگاه می دارد. از این فراتر، نمی توان ارزش‎های انقلابی را که نماد‎ها و نمود‎های خویش را از کربلا و عاشورا دریافت کرده است، در حصار زمان، محدود و محصور کرد و این انگاره که ارزش‎های دفاع مقدّس را تنها در همان سالهای جنگ خلاصه و در همان فرصت تاریخی بررسی و مطالعه کنیم، نه علمی، نه مقبول و مطلوب و نه امکان‎پذیر است. یافتن وجوه مشترک و به زبان دیگر، جلوه‎های عاشورا در دفاع مقدّس، برای تاریخ فردا و آینده‎هایی که جهاد و دفاع، ناگزیر با سرنوشت و حیات جامعه‎ها پیوند می خورد و به آن‎ها الگویی مناسب نیازمند می شوند، بایسته و ضروری است.
محمد رضا سنگری- پیوند دو فرهنگ


[1] . مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 10، ص 318؛ جامع احادیث الشیعه، ج 12. ص 56. (این روایت از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است.)
[2] . قیام عاشورا در کلام و پیام امام خمینی( تبیان آثار مو ضوعی، دفتر سوم)، ص 76 ـ77.
[3] . حدیث ولایت. مجموعه رهنمود‎های مقام معظم رهبری ج7 ص236‎ـ 237 .