بسیج مدرسه عشق

بسیج رویش دارد ، ولی ریزش ندارد.

سردار محمدعلی نائینی معاون سازمان بسیج مستضعفین: جنگ فرهنگی مهم ترین جلوه جنگ ن
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸  

سردار محمدعلی نائینی در کارگاه آموزشی و توجیهی جنگ نرم اظهار داشت: مردم کشور ایران از باورها و نگرش های فرهنگی عمیقی برخوردارند و با عشق به نظام مقدس و حکومت در هفته گذشته این مسئله را به خوبی در معرض نمایش گذاشتند.
وی تصریح کرد: جنگ نرم در مقایسه با جنگ سخت، نامحسوس و غیر علنی است و در بسترهای اجتماعی ظهور پیدا می کند و در عرصه های مختلف تأثیر گذار است.
عضو شورای فرهنگ عمومی کشور با بیان اینکه هر ساله 5 هزار بازی رایانه ای به عنوان یک تهدید نرم برای کودکان و نوجوانان وارد کشور می شود، تصریح کرد: برخی آثار تهدید نرم در نوجوانان و جوانان از طریق مطبوعات، رسانه ها، کتاب ها و فضای مجازی با شکل های متفاوت نفوذ پیدا کرده است.
نائینی خاطر نشان کرد: جنگ نرم در حوزه به چالش کشاندن مدل، ایده و ارزش های یک کشور به گونه ای عمل می کند که مردم مدل حکومتی یک کشور را به درد نخور و مطرود بدانند و به دنبال تهدید نرم، سرزمین خود را از دست بدهند.
وی گفت: در جنگ نرم قدرت اول قدرت قضایی و نظامی نیست و باید با اقناع سازی، فضا را به دست گرفت و در پی آن سران جنگ نرم را در افکار عمومی محاکمه قضایی کرد.
نائینی اظهار داشت: جنگ نرم در سطوح مختلف راهبردی و ملی با تأثیر بر ادراک و رفتار نخبگان، مسئولان، نیروهای مسلح و تاثیر بر باورهای مردم به دنبال تغییر الگوی رفتاری مردم است.
وی بیان داشت: نخبگان و بدنه اجتماع گروه های هدف جنگ نرم هستند و طراحان این جنگ با تاثیر بر ادراکات و اطلاعات نخبگان و منزوی کردن آنان و با جنگ روانی و تاثیر بر روی احساسات مردم سعی بر بی تفاوت کردن مردم در مورد سرنوشت کشورشان دارند.

منبع :

http://basij.ir


کلمات کلیدی: بسیج
 
ظهر عاشورا درتهران
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸  

هنگام برگزاری مراسم ظهر عاشورا و در هنگامی که عزاداران در دسته های سینه زنی و عزاداری در هیئتها و تکایا سید الشهدا را صدا می زدند و بر آنچه بر امامشان در قیام عاشورا گذشته است اشک می ریختند و نماز عاشورا می گذاردند ، عده ای محدود و نابخرد با شعارهای ساخترشکنانه ، پرتاب سنگ، آتش زدن ساختمانها و وسایل عمومی شهر، آسیب زدن به اماکن عمومی و سوت و کف زدن و حتی حمله به سمت عزاداران امام حسین (ع) حرمت ظهر عاشورا را شکستند.

 


کلمات کلیدی: مناسبتها
 
امام حسین (ع) و سرو در خون غلتیده علوى
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸  

یکى از فرزندان امام حسین (ع)، على اکبر است که به همراه پدرش از مدینه به مکه و از آن جا به کربلا هجرت کرد و در رکاب آن حضرت، در سن 18 (یا 19 و یا 25) سالگى به شهادت رسید.
على اکبر (ع) جوانى خوش نام و نسب و داراى ویژگى‏هاى منحصر به فرد بود؛ از جمله در شمایل و خُلق و خو شباهت تمام به پیامبر اکرم (ص) داشت و هر کس او را مى‏دید، گمان مى‏کرد پیامبر (ص) زنده شده است. اهل بیت پیامبر (ص) نیز هرگاه مشتاق زیارت آن حضرت مى‏شدند، به چهره على‏اکبر (ع) نگاه مى‏کردند.
على‏اکبر(ع) در استحکام ایمان و نشاط روحى سر آمد دیگر یاران امام حسین (ع) بود. امام حسین (ع) در منزلى از منازل بین مکه و کوفه، در نزدیکى کربلا، در حالى که سوار بر اسب بود، اندکى به خواب رفت و سپس بیدار شد و گفت: «اِنَّا لِلَّهِ واِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَاَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ». و این آیه استرجاع را سه بار تکرار فرمود. على‏اکبر(ع) از پدرش پرسید: پدر جان، علت خواندن آیه استرجاع و تکرار آن چه بود؟
امام حسین (ع) گفت: در حال حرکت، مرا خواب در ربود. در عالم رؤیا سوارى را دیدم که مى‏گفت: این قوم مى‏رود و مرگ نیز از پى آنان است. دانستم که خبر مرگ ما را مى‏دهد. على‏اکبر (ع) گفت: پدرجان! خدا روز بد را نصیب شما نفرماید، آیا ما بر حق نیستیم؟ امام حسین (ع) گفت: بلى، ما بر حقیم. على‏اکبر گفت: حال که ما بر حق هستیم، باکى از مرگ و کشته شدن نخواهیم داشت.
در روز عاشورا از میان فرزندان ابى‏طالب، على‏اکبر، نخستین رزمنده‏اى بود که پاى در رکاب کرده و از امام حسین (ع) اجازه نبرد با دشمنان را گرفت. امام حسین (ع) به فرزندش اجازه نبرد داد و وى را عازم میدان نمود. سپس در حالى که نگاه مأیوسانه‏اى به او مى‏کرد، اشک از چشمانش سرازیر شد و سرش را به جانب آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو گواه باش بر این قوم که جوانى به جنگ آنان مى‏رود که شبیه‏ترین مردم در خلقت و خُلق و گفتار به پیامبر تو است و ما هرگاه مشتاق زیارت پیامبرت مى‏شدیم به چهره این جوان نگاه مى‏کردیم. خداوندا! بازدار از آنان برکات زمین را و ایشان را پراکنده ساز و والیان را هرگز از ایشان خشنود مگردان؛ چه این جماعت ما را خواندند که یارىِ حق کنند و چون ما اجابت نمودیم، با ما دشمنى کرده و شمشیر بر روى ما کشیدند.
على اکبر(ع) با دلاورى و فداکارى وصف ناپذیرى وارد میدان نبرد شد و با این سخنان خود را معرفى کرد:

اَنا عَلىُّ بْنُ الْحُسیْن بْن عَلىّ

نَحْنُ وَ بَیْتُ اللّهِ اَوْلى بالنَّبى

 

اضْرِبکُمْ بِالسَّیْفِ حَتَّى یَنْثَنِى

ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمِىٍّ عَلَوىّ

 

وَلا یَزالُ الْیَوْم اَحْمى عَنْ ابى

تَاللّهِ لا یَحْکُمُ فینا ابْنُ الدَّعىّ


و به هر سوى هجوم آورد، گروهى را کشته و گروهى دیگر را زخمى کرد. کسى را یاراى مقاومت در برابر او نبود.
ساعتى بدین منوال گذشت تا این‏که از شدت گرما و جراحت‏هاى فراوان، تشنگى بر او غلبه کرد و ناچار به سوى خیمه‏گاه بازگشت تا بار دیگر پدر را زیارت و با او وداع کند و اگر در خیمه‏گاه آبى هست، با آن رفع تشنگى کند؛ اما آبى موجود نبود و امام حسین (ع) خود بیش از دیگران تشنه بود. از این رو، امام (ع) فرزندش را با این جملات نوازش فرمود: شکیبایى کن و به نبرد با ستم پیشگان ادامه ده! در اندک زمانى جدت، رسول خدا(ص) را ملاقات مى‏کنى و به دست او سیراب مى‏گردى و هرگز تشنه نخواهى شد.
على اکبر (ع) بدون این‏که قطره‏اى آب بنوشد، بار دیگر به میدان شتافت و این بار نیز با حملات حیدرى خویش آتشى در خرمن دشمنان انداخت و تعدادى را طعمه شمشیر برّان خویش کرد. در این هنگام، مرّة بن منقذ عبدى، که از سپاهیان عمربن سعد بود، به اطرافیان خود گفت: گناه تمام اعراب بر گردن من باشد اگر این جوان هاشمى از پیش من بگذرد و من مادرش را به عزایش ننشانم.
مرّةبن منقذ براى به شهادت رساندن على اکبر (ع) پى فرصتى مى‏گشت و همین که على اکبر (ع) از پیش روى او عبور کرد بر آن حضرت حمله آورد و با نیزه (وبه قولى با تیر) وى را از پاى در آورد. برخى مورخان نوشته‏اند که وى شمشیرى بر فرق على اکبر (ع) زد و فرقش را شکافت.
در این هنگام على اکبر(ع) در محاصره دشمنان افتاد و آماج شمشیرها و نیزه‏هاى آنان قرار گرفت. جراحت‏هاى فراوان، او را از خود بى‏خود ساخت، دست در گردن اسب خویش انداخت و تن به قضاى الهى داد. اسب وفادارش تلاش فراوان نمود که سوار خویش را از صحنه نبرد بیرون برد؛ اما به هر سوى مى‏گریخت راه را بسته مى‏دید. سرانجام، راکب و مرکب به زمین افتاده و صداى على اکبر (ع) بلند شد و پدرش را به یارى طلبید:
یا اَبَتاهُ عَلیْکَ مِنّى‏السَّلامُ هذا جَدّى رَسُولُ اللّهِ یَقْرَؤُکَ السَّلام وَ یَقُولُ عَجِّلِ الْقُدوُمَ اِلَیْنا.
امام حسین(ع) که نگران وضعیت على اکبر(ع) بود، با شنیدن صداى او به میدان نبرد آمد. ستمکاران را از اطراف فرزندش دور ساخت و نزدیک وى آمد، در حالى که هنوز رمقى در تن داشت. وقتى که فرزندش را با آن حال دید، بسیار متأثر گردید و بى‏اختیار اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود: «خدا بکشد جماعتى را که تو را کشتند! چه چیز آنان را جرى کرد که از خدا و رسولش واهمه نکرده و پرده حرمت رسول خدا را دریدند». سپس فرمود: «اى فرزندم! عَلَى الدُّنْیا بَعْدُکَ الْعَفا».در این هنگام، زینب کبرى (س) از خیمه‏ها بیرون شتافت و در حالى که بر فرزند برادرش ندبه مى‏کرد به سوى میدان نبرد دوید تا این که به برادرش، امام حسین (ع) رسید که ماتم زده در کنار پیکر على اکبر (ع) نشسته و بر او مى‏گریست. زینب (س) در حالى که ازاین مصیبت بى‏تابى مى‏کرد، خود را روى جسد على‏اکبر (ع) انداخت و بسیار بر او گریست. امام حسین (ع) خواهرش، زینب کبرى (س) را از نعش على‏اکبر جدا کرد و به خیمه برگرداند. سپس به جوانان بنى‏هاشمى فرمود که پیکر على‏اکبر (ع) را از قتلگاه بیرون برده و در خیمه‏اى که در مقابل آن مى‏جنگیدند، بگذارند.

فى رحاب أئمة اهل‏البیت، ج‏3، ص‏126؛ الإرشاد، ج‏2، ص‏106؛ منتهى‏الآمال فى

تاریخ‏النبىّ والآل، ج‏1، ص‏372.

 


کلمات کلیدی: مناسبتها
 
هفته بسیج
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸  

بسیج رمز اقتدار و صلابت ملت ایران در طور عمر پر برکت انقلاب است و یکی از مکانیزم های مؤثر و عمده ای است که نه ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ( 5 آذر1358) از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی به منظور بیمه نمودن انقلاب در برابر هجمه های بنیان برافکن استکبار جهانی ایجاد شد و همین نهاد مقدس بود که با پایداری و استقامت از آرمانها و ارزشهای اسلامی جانانه دفاع کرد و پیروزمند بیرون آمد. امام امت (ره) در همین راستا در جمله ای رسا نقش بسیج را در سرنوشت کشور چنین ترسیم فرمودند :    « اگر بر کشوری نوای دلنشین بسیجی طنین اندراز شود ، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.»

امروز نیز بسیج رمز و راز تداوم  انقلاب اسلامی و کشور و ملتمان و در یک کلام اکسیر حیات آن می باشد و بسیجیان نیز قدرتمندتر و آگاه تر از هر زمان دیگری آماده حضور در همه عرصه های انقلاب می باشند. گرچه امروز حضور در عرصه جنگ و حماسه به پایان یافته است اما حضور بسیج در میدان های سازندگی و عرصه های فرهنگی ضرورتی اجتناب ناپذیر است که غفلت از آن ، صدمات مهلکی بر حیات انقلاب و استقلال کشور وارد خواهد آورد.


کلمات کلیدی: بسیج ،مناسبتها
 
وجوه مشترک عاشورا و دفاع مقدس
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸  

رویدادها در تاریخ، هرچه از زمان وقوع و ولادت خویش فاصله می گیرند، کم رنگ‎تر و بی فروغ‎تر می شوند و سرانجام به سایه روشنی از یک خاطره یا حادثه در ذهن‎ها بدل می گردند، امّا تنها، یک حادثه را می شناسیم که در روزی داغ، در سرزمینی کوچک و گمنام به نام «کربلا» رخ داد و امروز پس از قرن‎ها و روزگاران دراز، دامنگستر و تأثیر گذار و حرکت آفرین، به سمت فردایی درخشان‎تر راه می سپارد. شور و شکوه و شراره‎ای که عاشورا آفرید، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسان‎ها را فتح می کند و خون خیزش و حرکت در رگ‎ها می دواند. این ویژگی‎، این سخن پیامبر را به یاد می آورد:
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسین، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردی و خاموشی نمی پذیرد.
کربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ کوثری است که می جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تکاپو و ظرفیت خویش از آن بهره می‎گیرد. کربلا به روح‎ها طراوت، زیبایی، سرزندگی و شیوه خوب زیستن می آموزد که حسین (علیه السلام) یعنی خوب، یعنی زیبا.

 


کلمات کلیدی: بسیج ،دفاع مقدس
 
بسیج؛ دیروز امروز
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸  

منبع : تبیان

بسیج چیست و بسیجی کیست؟

تاریخچه و پیدایش بسیج...

مأموریت های بسیج...

مسؤولیت های بسیج

« بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند».

امام خمینی

پنجم آذر ماه سال روز تشکیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) است و همین ایام بهانه ای شد تا بار دیگر نظری بیندازیم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد که محدوده آن را همه کسانی تشکیل می دهند که دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درک شرایط و موقعیت انقلاب و کشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و کشور دریغ نمی ورزند.

به راستی که بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی که هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد.

حیثیت امروز نظام، تا حد زیادی مدیون بسیج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتی تصاحب قدرت جهانی اسلامی با بسیج همه جانبه و فراگیر در جهان میسر خواهد بود به گفته امام راحل، این امر شدنی است و باید به دنبال تحقق یافتن آن بود.

 


کلمات کلیدی: بسیج
 
26 مرداد سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی گرامی باد.
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸  

 تشنه سیراب - خاطره اى از حجت الاسلام والمسلمین ابوترابى

در اردوگاه موصل پیرمرد بزرگوارى بود که بعد از نماز صبح مى نشست و دعا مى خواند، بعثى هاى پلید هم اگر کسى بعد از نماز صبح بیدار مى ماند و تعقیبات مى خواند، خیلى متعرضش مى شدند. به هر حال، آمدند و متعرض حاج حنیفه شدند. به او گفتند: پیرمرد! این چیه که تو بعد از نماز صبح مى نشینى و وراجى مى کنى؟ (با لحن نابخردانه خودشان).
حاج حنیفه، این پیرمرد بزرگوار، دید این هاخیلى پایشان را از گلیمشان درازتر کرده اند. گفت: مى دانید بعد از نماز صبح من چه کسى را دعا مى کنم؟
گفتند: چه کسى را دعا مى کنى؟
گفت: به کورى چشم شما، بعد از نماز صبح مى نشینم و رهبر کبیر انقلاب امام خمینى را دعا مى کنم.
نگهبان بعثى این حرف را شنید و رفت. موقع آمار، در که باز شد حاج حنیفه را بردند و حسابى کتک زدند و او را انداختند داخل زندان.
دو نفر دیگر هم در زندان بودند. یکى از آن ها «علیرضا على دوست» بود که اهل مشهد است. ایشان مى گفت: ظهر که زندانبان غذا آورد، ما دیدیم غذا براى دو نفر است، با دو تا لیوان چاى. گفتیم: ما سه نفریم.
گفت: این پیرمرد ممنوع از آب و غذاست.
چهار روز به این پیرمرد یک لقمه غذا و یک قطره آب ندادند. هرچه ما اصرار کردیم امکان نداشت. زندانبان مى ایستاد تا ما این لیوان چاى را بخوریم و بعد که خاطرجمع مى شد، مى رفت.
روز چهارم دیدم که حاج حنیفه دیگر توانایى این که نمازش را روى پا بخواند ندارد. او نشسته نمازش را خواند و به جاى این که بعد از نماز، تعقیبات بخواند، دراز کشید و همین جور شروع کرد با فاطمه زهرا(س) از تشنگى خودش صحبت کردن. عرض مى کرد: فاطمه جان! از تشنگى مردم، به فریادم برس!
ما به بعثیان پلید التماس مى کردیم، ولى حاج حنیفه گرسنه و تشنه، چشمش را به روى عراقى ها بلند نمى کرد، تا چه برسد به این که زبانش را باز کند.
عزتش را این طور حفظ مى کند، ولى از آن طرف، تشنگى خودش را با فاطمه زهرا(س) در میان مى گذارد.
على دوست مى گفت: روز چهارم آن قدر از تشنگى نالید تا این که چشم هایش بسته شد و به خواب عمیقى فرو رفت. ما دو نفر، متوسل به فاطمه زهرا(س) شدیم و عرض کردیم: به هر حال، آن روز توانستیم یک لیوان چاى را نگه داریم.
زندانبان رفت و ما منتظر بیدار شدن حاج حنیفه بودیم تا لیوان چاى را به او بدهیم، بعد از لحظاتى، دیدیم بیدار شد، اما با چهره اى برافروخته و شاداب. شروع کرد به خندیدن و صحبت کردن. دیدم این، آن حاج حنیفه نیست که با ضعف و ناتوانى نمازش را نشسته خواند و دراز کشید و به همان حالت، با فاطمه (س) عرض حاجت مى کرد و از تشنگى مى نالید. آرام آرام سر صحبت را باز کردیم و گفتیم: امروز به برکت توسل شما، ما توانستیم یک لیوان چایمان را نگه داریم.
او خندید و گفت: ممنون! خودتان بخورید، نوش جانتان! الان در عالم خواب، فاطمه زهرا(س) هم از شربت سیرابم کردند و هم از غذا سیرم نمودند و آن طعم شیرین شربتى که از دست مبارک حضرت زهرا(س) خوردم، هنوز کام مرا شیرین نگه داشته، من این چاى تلخ شما را نخواهم خورد. اگر مى خواهیم عرض حاجت بکنیم، در درگاه پروردگار عالم و پیشگاه ائمه معصومین علیهم السلام باشد. چشم امیدمان به خدا و ائمه معصومین باشد و در مقابل انسان ها عزت خودمان را حفظ بکنیم و یقین بدانیم وعده خدا حق است. «و من یتوکل على الله فهو حسبه»

برگرفته شده از :سایت جامع دفاع مقدس


کلمات کلیدی: مناسبتها
 
یت‌الله‌ مکارم: باید زمینه‌ سازی ظهور را با خودسازی و اعمال صالحه آماده کنیم
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸  

منبع :http://www.farhangnews.ir 

در پیامی به جشنواره بین‌‌الملللی انتظار
آیت‌الله‌ مکارم: باید زمینه‌ سازی ظهور را با خودسازی و اعمال صالحه آماده کنیم


تصویر بزرگ
سرویس اجتماعی و فرهنگی: آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در پیامی به جشنواره بین‌‌الملللی انتظار در کرمان فرمودند: زمینه‌های ظهور آن بزرگوار را باید از طریق خودسازی، کسب ایمان قوی، اعمال صالحه و درک عظمت این ظهور بزرگ آماده کنیم.


به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از فارس، در پیام آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به جشنواره بین‌المللی انتظار آمده است:

قبل از هر چیز این ایام مبارک را که مصادف با میلاد مسعود حضرت ولی‌عصر(عج) است و نیز این جشنواره عظیم و با شکوه را که به یاد آن حضرت و برای احیای امر ظهورش ترتیب داده‌اید، تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم در ظل عنایات او سربلند و موفق باشید.

انتظار ظهور آن منجی جهان بشریت به معنی فراهم آوردن زمینه‌های ظهور است و زمینه‌های ظهور همان است که قرآن مجید در آیه 55 سوره نور بیان فرموده « وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض » خلافت روی زمین برای کسانی است که ایمان کامل و اعمال صالحه مقبول درگاه ایزدی دارند.

مهم آن است که این مومنان صالح‌العمل پرورش یابند و هسته اصلی انقلاب حضرت مهدی(ارواحنا فداه) را تشکیل دهند و آمادگی برای اداره جهان تحت حکومت واحد و زیر پرچم لا‌اله‌الاالله همراه با گسترش عدل و داد فراهم شود.

آفرین بر شما عزیزان که این پیام را درک کرده و در این مسیر گام برمی‌دارید، حقیقت این است که این یوسف عزیز پنهان از نظر را از یک جنبه نمی‌توان یافت و به مضمون«  یا بنی لا تدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقه » باید از طرق مختلف به جستجوی زمینه‌های ظهورش پرداخت و از طریق علم، فرهنگ، هنر اصیل اسلامی و از تمام طرق ممکن است.

و صد البته که باید این حرکت را از خودمان آغاز کنیم و زمینه‌های ظهور آن بزرگوار را از طریق خودسازی، کسب ایمان قوی،اعمال صالحه و درک عظمت این ظهور بزرگ آماده کنیم تا در صف مجاهدین راهش قرار بگیریم و در اینجا همگی دست به دعا برمی‌داریم و عرض می‌کنیم « اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و ارزقنا زیارته و المجاهده بین یدیه »، خداوندا فرجش را نزدیک فرما و زیارتش را نصیب ما کن و جهاد در رکابش را روزی ما فرما، آمین یا رب العالمین.


کلمات کلیدی: مناسبتها